میدونی مترسک به کلاغ چی گفت؟گفت هر چی می خوای نوکم بزن ولی تنهام نذار!

فکر تنهایی نباش تنهایی خودش تنهاست.تنها به فکر کسی باش که بی تو تنهاست!

شاید نشود به گذشته برگشت و یک آغاز زیبا ساخت.ولی میشود هم اکنون اغاز کرد و یک پایان زیبا ساخت!

رسم دنیا فراموشی است اما تو فراموش نکن کسی در لابه لای گذر زمان به یاد توست!



+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 2:59 PM  توسط mahsa | 
انسان مانند رودخانه است.هر چه عمیق تر باشد ارام تر است!!!

+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 2:56 PM  توسط mahsa | 

چه خوش خیال بودم من!نفرین به تو غریبه!

به تو که روزی آشناترین لحظه هایم بودی سکوت خسته و قلب شکسته ام را ببین!با من چه کردی؟؟

آیا تاوان عاشق شدن و عاشق بودن این است؟

اگر چنین است پس نفرین بر عشق!

ایا تاوان وفادارییم این بود؟

که همیشه بسوزم و بسازم و تنها بمونم؟؟

برای کسی که خود را سمبلی از مجنون میدانست ولی در درون بویی از سنت عشق نبرده است؟؟

نفرین به تو و قلب یخی ات که در ان حتی گرمای عشق آتشین و لیلی وار من اثری نگذاشت!

عاشقم کردی و در باغ سبز نشانم دادی و مرا با خود به دنیای رویایی از زیبایی های عشقم بردی....ولی وقتی چشم باز کردم حقیقت را یافتم!

حقیقت چیزی جز کوله باری از یاس و پشیمانی و ناامیدی از بی وفایی ها و دو رنگی و رنگ و رویا نبود!
نفرین به توی غریبه!

یادت می اید آن روزی ک با هم ابرها را پلکانی فرار داده تا خود را به خورشید تابان برسانیم و آنجا خوشه های زرین از آورش چیدیم و لحظه هایمان را به مانند رنگین کمان رنگ عشق کردیم و تو گفتی که مرا مالک تمام زیبایی ها میکنی...

حال میبینم از آن همه زیبایی سهم من زشتی . سیاهی و عشق نافرجام بود که شروع نشده به پایان رسید....
و مرا در زندان و قفس تنهاییم محبوس کرد!
عشق به سرعت جای خود را به گدازه های آتشین خشم و نفرت داد...
دوران تنها شدنم را در جاده های انتظار گذراندم!

نفرین به تو غریبه!

باز میان شقایق های سزخ گم خواهم شد.میروم تا آینده را با خیالم بپرورانم شاید بتوانم غریقی را با سیلی از امواج محبت به سوی سواحل مهربانی بکشانم...و چیزی بگویم!

بگویم من ابن بار میخواهم عاقلانه ببینم نه عاشقانه!!!!!



+ نوشته شده در  جمعه 14 آبان1389ساعت 2:55 PM  توسط mahsa | 
نمی بخشمت...بخاطر تمام خنده هایی که از صورتم گرفتی..

بخاطر تمام غمهایی که بر صورتم نشاندی...

نمی بخشمت...بخاطر دلی که برایم شکستی...

بخاطر احساسی که برایم پرپر کردی...

بخاطر زخمی که بر وجودم نشاندی...

بخاطر نمکی که بر زخمم گذاردی...

و....

می بخشمت بخاطر عشقی که بر قلبم حک کردی...

محبت از درخت آموز که حتی سایه از هیزم شکن هم بر نمیدارد.... 

..........................................................................................................................................

توبه میکنم دیگر کسی را دوست نداشته باشم حتی به قیمت سنگ شدن....

توبه میکنم دیگر برای کسی اشک نریزم حتی اگر فصل چشمانم برای همیشه زمستان شود...!

چشمانم را می بندم توبه میکنم دیگر عاشق نشوم...

قلبم را دور می اندازم و برای همیشه به کویر تنهایی سلام میکنم..!!!!

..........................................................................................................................................

+ نوشته شده در  جمعه 30 مهر1389ساعت 11:51 AM  توسط mahsa | 
شاید زندگی آن جشنی نباشد که آرزویش را داشتی اما حال که به آن دعوت شده ای تا میتوانی "زیبا برقص"

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 4:33 PM  توسط mahsa | 
بله بله خودمم ميدونم که خيلي بد و وحشتناکه ! ولي متاسفانه بوده هست و بيشتر هم شده ! به دلائل اجتماعيش کاري ندارم ، چون بحثي است ريشه اي و از اونجاييکه همه ي راهها به روم ختم ميشه ... و کاري هم از ما بر نمياد پس ميريم سراخ کليات اين قضيه تا بعد...
در يک خيانت سه طرف قرار دارن !(گاهي و به ندرت بيش از سه نفر) دوتاشون زوج اوليه و نفر سوم به قول قديميا خونه خراب کن...

اکثرا وقتي صحبت از خيانت ميشه همه تصورشون اينه که يک مرد خانواده و همسرشو نديده ميگيره و ميره سراغ يک خانوم جديد... اما در قضيه عکس هم برقراره !!! و هستن خانومهايي که همسر و فرزندانشونو نديد گرفته و... گرچند از ذهن به دور ، ولي هست...

پس اين مثلث خيانت به دو شکل تعريف ميشه ! اولي که بيشتر هم هست : دو زن و يک مرد و دومي هم مشخصه ديگه: دو مرد و يک زن !

 

راستشو بخواين من دلم ميخواست اول به دلائل خيانت بپردازم ، اما محدوديت هست و نميشه درست و حسابي به اين قضيه گير داد، اما اينو هم بگم : به تعداد خيانتهاي انجام شده دليل وجود داره اما اکثر خيانتهاي از طرف مرد به زن دلائل مشترک بيشتري دارن ولي تنوع دلائل در خيانت زن به مرد بيشتره ! اگر هم بخوايم زير ذره بين ببريم از بحث ما دور ميشه، اما قول ميدم يک مقاله انحصاري در اين زمينه براتون تهيه کنم .

 

لابد ميگين اگه به دلائل کاري ندارين پس موضوع چيه ! خوب بايد عرض کنم به حضور عزيزان که بحث، بحث تاثيرات روحي روانيه خيانت بر اون شخص خيانت ديدس !

آخه تو اين مدت خيلي از دوستان در اين مورد درد دل کرده بودن و... که واقعا ناراحت شدم و بدتر اينکه ميبينم ما چقدر آسيب پذيريم !

اول اينو جدا کنم : خيانت در دوران دوستي بين پسر و دختر!! لااقل از نظر من خيلي متفاوته با خيانت دوران زناشويي و تاثيراتش هم باالطبع متفاوت تر !

 

توي دوستيها هيچ قيدو بندي در کار نيست ! نهايتا تعهداتيه که کلامي بوده و با کوچکترين فراز و نشيب دستخوش تغييرات ميشه! مشکل اينجاس که جوانان ما اين تعهدات کلامي رو با تمام وجود و احساس پاکشون بيان ميکنن و وقتي بوي خيانت ميشنون از درون ميشکنن ! بد بين ميشن! زندگي و روانشون بهم ميريزه و.... ولي دوست من اينو بدون کسي که در اول راه ماهيت واقعيشو بهت نشون داد، بايد بري خدارو شکر کني که زود فهميدي و از دردسرهاي بعديش در امان موندي! در دوران دوستي اينطوريه که دو نفر حالا به هر دليلي با هم دوست ميشن گاهي اوقات اين دوستي تا مرز آشنايي پيش ميره و خانواده ها هم در جريان کم و کيف روابط هستن و بعد از شناخت، احساسات هم به ميون ميان و منجر به ازدواج و ... اما گاهي هم اينطوره که دو نفر به هر دليلي با هم دوست ميشن، حين دوستي و شناخت يکي از طرفين زياد و اونطور که بايد واسه دوستش جذاب نيست (و اين به معني وجود ايراد نبوده بلکه بحث سليقه،شرايط و..) ولي يه جورايي رابطشون ادامه داره و در اولين فرصت و با موقعيت جديد جذب نفر بعدي شده و ته قلبش هم هيچ تعهدي قائل نيست و اگر هم ازش بپرسي ميگه ما قبلا دوست بوديم! همين ! و دوستي هم يک روز شروع و يک روز تموم ميشه !... جالب اينجاست که واقعا به همين سادگي ميبينن !!! و از ضربه هاي روحيه طرف مقابل بيخبرن و تازه اگر هم خبر دار بشن اونقدر خودشونو غرق دنياي جديد ميکنن که شرايط دوست قديمي چندان اهميتي نداره!

 

در اينجا من به زشتي و قباحت و ... کاري ندارم ، بحث اون شخصيه که حس ميکنه خيانت ديده ! (قابل توجه همه دوستاني که در اين زمينه بارها و بارها پرسيده بودن!) بدترين برداشت از خيانت چيه ! اينکه خودتو معيوب بدوني ! در حاليکه واقعيت امر در اکثر مواقع اين موضوع نبوده و نيست! و ضربه اي که شخص ميبينه اينه که اعتماد به نفس اوليه تا حد غير قابل باوري افت کرده و الي آخر... به اين ميگن انرژيه منفي دادن به خود... من راهکاري توصيه نميکنم ولي به اين موضوع اعتقاد دارم که تنها زمانيکه بايد منطقي باشيم دقيقا همين زمانه ! چرا ؟! چون تنها زمانيه که احساسات ميتونه کاملا ريشهاتو بپوسونه!!!

 

و اين شرايط حتي در موارد زناشويي هم صدق ميکنه و البته طبعات سنگينترو جدي تري در پي داره ! چراکه ميشنويد شخص حتي گاها به جنون کشيده و دستها به خون هم آلوده ميشن ! چرا !؟ چون در رابطه زناشويي نه تنها احساس ، بلکه زندگي، شادابي و طراوت جواني، سالهاي عمر، وجود انسان و هزار وهزار مورد ديگه لگد مال ميشه !

 

ولي در اين مورد هم واقعا همينطوره که شخص آسيب ديده فکر ميکنه لابد يک ايراد اساسي در کار بوده که همسر و همدم سالهاي جوانيش حالا به همه چيز پشت پا زده و تونسته کسي رو جايگزين کنه ! 

و ميبينيم که وقتي خيانتي رخ ميده در اکثر اوقات موضوع به طلاق ختم شده و کساني هم که حاضر به جدايي نيستن درصد بالايي از اونا بخاطر عواقب فرهنگي و اقتصادي و جلوگيري از حق و حقوق پايمال شده و... خواهد بود ، و به ندرت پايبندي به عشق گذشته!

ولي در مورد خيانت در دوران زناشويي يک تفاوت عمده با دوران دوستي وجود داره ، در دوران دوستي عوامل خيانت هم براي دختر و هم براي پسر خيلي به هم نزديک بوده جاي برگشت داشتن يا نداشتن قضيه هم اکثرا اهميت چنداني نداره،مهم ضربه روحي اوناست ولي در زناشويي وقتي مردي به زن خيانت ميکنه در اکثر مواقع اين موضوع موقتي بوده و جاي بازگشت داره! چون مردها ذاتا به همسر اولشون با ديد متفاوت و احترام ويژه اي نگاه ميکنن ! لابد ميگين پس اون خيانته چي بود !؟ من نميخوام چيزي يا کار کسي رو موجه کنم اما به هزار و يک دليل متاسفانه اين اتفاق افتاده! اينجا عکس العمل بانوي اول تعيين کننده ادامه رابطه خواهد بود! راهکار يا فرمول ثبت شده اي در اين زمينه وجود نداره، اما همون بحث شناخت به اين خانوم ميتونه کمک کنه تا بصورت منطقي شرايطو بسنجه و يک تصميم قطعي در اين زمينه و براي بقاء خانواده بگيره.... اما گاها که چه عرض کنم اکثرا ميبينيم شک يا شنيدن اين خبر چنان ضربه اي به زنها وارد ميکنه که ... عکس العملها در اين مواقع هم چند دسته ميشه اما نقطه مشترک همشون همون افت اعتماد به نفس خانوم خونس که عامل همه عکس العملهاس : بعضي از خانومها ميرن سراغ خانوم دوم و ... بعدش همسر و... بعد هم همه دوستان و اقوام و بستگان رو به ميون ميکشن و خواه ناخواه مسير جدايي رو پيش ميگيرن... و از اونجاييکه در اين شرايط شديدا تحت تاثير آسيب روحي هستن از حقوق قانونيشون هم ميگذرن... و همين شرايط براي خانمهاي ديگه هم هست با اين تفاوت که خانوم سعي ميکنه تلاش کنه به خودش ثابت کنه که همچنان بي نقص بوده و جذابيت زنانگيه خودشو از دست نداده و براي جلب توجه ديگر آقايون اونم صرفا جهت التيام درد درونيش نه خيانت متقابل !! از هيچ کاري مذائقه نميکنه... (که واقعا انرژي بر بوده و گاها از مسيرهاي غير قابل برگشت!!!) و دسته کمي از بانوان سعي ميکنن به قضيه منطقي و به ديد يک آسيب اجتماعي و چالش در زندگي زناشويي نگاه کرده و سعي ميکنن زندگي رو مجدد بازسازي کنن... ولي موضوع مشترک در تمامي بانوان اينه که اين قضيه به شکل يک زخم غير قابل التيام تا آخر عمر اونها رو همراهي ميکنه و گاها شکاک شدن به همسر هم چاشنيه قضيس...

   

و اما خيانت زن به مرد که اولا از لحاظ آسيب روحي اول از همه دامنگير خود زن ميشه ! چون بالعکس مردهايي که خيانت ميکنن نميتونن از اين نوع زندگي لذت چنداني ببرن و اونم برميگرده به کليات فيزيولوژي زنانه ! يکي از آيتم هايي که به زنان جهت لذت در روابط جنسي کمک ميکنه آرامش روحي و فکريه اونهاست که در شرايط غير عرف يا همون خيانت اين آرامش وجود نداره و از طرفي هم يک زن در آن واحد نميتونه به بيشتر از يک نفر از لحاظ احساسي پايبند باشه! و همين موضوع باعث ميشه که مدام در زندگي به چالش بخوره و تمام دقائق زندگيش پر از تنش بشه! و اگر هم مردي متوجه خيانت همسرش بشه عواقبش به طبعات سنگينتر از شرايط عکس خواهد بود ! و مردها اين توان رو ندارن تا بتونن با اين شرايط خودشونو وفق بدهند حتي به قيمت از دست دادن خيلي امتيازات، رابطه زناشويي رو تموم شده ميدونن و حتي اگر زن نادم از قضيه به سمتش برگرده، بخشش و حتي پذيرفتن موقت هم در کار نخواهد بود !!! و اين قضيه عکس العمل مردانه باز برميگرده به روحيات و درونيات مردان و همونطور که در انتهاي مقاله گذشته گفتم، مردها از خيانت شريک عشقيشون شديد تر لطمه ميبينن ! چون خانمهايي که به دليل خيانت از همسرشون جدا شدن، اکثرا ميتونن مجدد ازدواج کرده و زندگي زناشويي موفق هم در پيش بگيرن اين در حاليه که مرد آسيب ديده خيلي کم ديده شده که به ازدواج مجدد فکر کنه و تواناييه رهبري يک خانواده جديد رو بدست بگيره..

 

. راستشو بخواهيد موضوع خيانت اصلا برام خوشايند نيست ، چون ميدونم که تو خيانت هميشه مثلثي هست و در اين مثلث حداقل يک نفر شديدا آسيب ميبينه ! و ضربه اي که در اکثر مواقع بيگناهانه به اون وارد شده... بگذريم ...

اين مقاله هم صرفا يک اطلاع رسوني بود و درخواست از اونهايي که متاسفانه به اين مشکل دچار شدن... و اما حرف آخر اينکه در خيانت بحث عيب و ايراد همسر اول در کار نيست !!! اين توهم منفيي ست که گريبانگير اکثر خيانت ديده هاست ، و خواهشم اينه که گر چند سخت و غير قابل قبول!!! اما گاهي سعي کنيم براي چند لحظه هم که شده به زندگي احساسي به ديد منطقي نگاه کنيم ! مشکلات رو ريشه اي تر ببينيم! جامعه و آسيبهاشو درک کنيم! (چون از ما کاري بر نمياد فقط بايد درک کرد) و مهمترين مورد اينه که اينروزها تغييرات حرف اول رو ميزنه! حتي تعريف عشق و احساس هم دستخوش تغييرات زماني اونم چي !؟ در بازه کوتاه مدت ! اگر دليل عاشقي در چند ماه اول زندگي دو يا سه دليل بود براي دوام و آينده اون عشق بايد در تکاپو بود و تغييرات روز رو قبول کرده، بدونيم که در هر شرايط و دوره از زندگي زناشويي آيتم هاي جديدي به خواسته ها و روحيات همسر اضافه ميشه... سعي کنيم بيان کنيم ، درخواست کنيم ، نظرهاشو بشنويم ، درک کنيم ، در حد توان قبول کنيم و بکار بگيريم ...... (البته کاملا دوطرفه)

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 4:29 PM  توسط mahsa | 
کاش بودی تا دلم تنها نبود                   

                                           تااسیر غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا برای قلب من                    

                                         زندگی اینگونه بی معنا نبود

کاش بودی تا لبان سرد من             

                                    قصه گوی غصه ی فردا نبود

کاش بودی تا نگاه خسته ام                                   

                                           بی خبر از موج و بی دریا نبود

کاش بودی تا دو دست عاشقم

                                        غافل از لمس گل مینا نبود


                         (کاش بودی تا فقط باور کنی)

+ نوشته شده در  دوشنبه 26 مهر1389ساعت 4:27 PM  توسط mahsa | 
رفیق راهی و از نیمه راهی میگویی

وداع من بی تکیه گاه میگویی

میان این همه ادم میان این همه اسم

همیشه نام مرا اشتباه میگویی

به اعتبار چه آیینه ای عزیز دلم

به هر که میرسی از اشک و اه میگویی

دلم به نیم نگاهی خوش است اما تو

به این ملامت سنگین نگاه میگویی؟

هنوز حوصله ی عشق در رگم جاریست

نمرده ام که غمت را به چاه میگویی....


+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مهر1389ساعت 7:23 PM  توسط mahsa | 
وقی که دل گرفته و غم دار است.وقتی همه ی دوستان دشمنند..وقتی سوختن تنها علاجش ساختن است...

وقتی دوست داشتن پایانش از یاد بردن است..

وقتی آسمان بالای سرت از دودهای سیاه گرفته است...

به چه میتوان خود را دلخوش کرد..؟؟؟

پس ناامیدانه به سوی تو چشم دوخته ام.....تا که بار دیگر دستم را بگیری و از این ظلمت رهایی ام بخشی.....!



+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مهر1389ساعت 7:21 PM  توسط mahsa | 
از این پس به همه کاره جهان میخندم                    

                                           به هوسبازی این بی خبران میخندم

من از آن روز که دلدارم رفت 

                                        به همه خوب و بد این دو جهان میخندم

خنده ی تلخ من از گریه غمگین تر است

                                        کارم از گریه گذشته به همین میخندم.....



+ نوشته شده در  یکشنبه 25 مهر1389ساعت 7:20 PM  توسط mahsa | 
روزگار با تمام بالا و پایین هایش بوی زندگی دارد.برگ های سبز نشانه ی حیات و برگ های زرد نشانه ی امید به حیات است...

وقتی کتاب خلقت نوشته میشد برای کلاغ هم نقش مفیدی در نظر گرفتند.برای علف های هرز هم.......

همانطوری که برای ما بعنوان کمال خلقت این نقش در نظر گرفته شد.

زندگی یکسره نکته است.فاجعه در زندگی معنا ندارد.در بدترین شرایط هم نور امید را میتوان دید!!


+ نوشته شده در  چهارشنبه 21 مهر1389ساعت 3:1 PM  توسط mahsa | 
راه های به گریه در آوردن پسرا و به حرص در آوردنشون...

راه های بهم زدن با پسرها...!!!!

.........


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  سه شنبه 20 مهر1389ساعت 2:44 PM  توسط mahsa | 
امروز که تو نیستی دلم میل باریدن دارد...




ادامه مطلب
+ نوشته شده در  یکشنبه 18 مهر1389ساعت 2:16 PM  توسط mahsa | 
 چرا خدا مردها را از روی زمین برنمی دارد؟ 1. از نظر خدا مردها وجود خارجی ندارند. 2. مگه ما روی زمین مرد هم داریم. 3. وجود اینگونه از درندگان برای موازنه جمعیت روی زمین ضروری به نظر میرسد. 4. حالا چه عجله ایه؟
- هدف خداوند از آفرینش مردها چی بود؟
1. هدف خاصی نبود.
2. گل اضافی بود.
3. نسخه آزمایشی بود.
4. اصلا کار خدا نبود.


- اگه خدا مردها را نمی آفرید چی می آفرید؟
1. چیز خاصی نمی آفرید
2. پیراشکی
3. خروس دریایی
4. فضای خالی


- اگر جمعیت مردها منقرض شود چه می شود؟
1. مگه قراره اتفاقی بیافته؟
2. خارشتر کویر لوت که آفت نداره.
3. اکوسیستم به شرایط بدون انگل برمی گردد.
4. یه هیولا کمتر، دنیا قشنگتر.


- چه وقت مردها عاشق می شوند؟
1. چه وقت مردها عاشق نمی شوند!
2. هر وقت مامانشون بگه.
3. چون یکدفعه می شوند خودشان هم نمی دانند که کی می شوند.
4. یک روز از همین روزا!


- مردها چه وقت عشق قبلی خود را فراموش می کنند؟
1. در همون وقتی که عشق جدید خود را کشف می کنند.
2. جدید و قدیم نداره فقط بازیگر نقش زن عوض میشه.(قانون 4 نیوتن)
3. بستگی تام و تمام به میزان تست استرون دارد.
4. رابطه مستقیم با نظر مادر بزرگ کودک فهیم دارد.


- مردها در مقوله ایجاد یک رابطه عشقی جدید در حکم چه چیزی هستند؟
1. فنر با ثابت بالا
2. پارچه استرژ
3. یک نوع ماده الاستیک با ساختار ناشناخته.
4. کش تیرو کمان


- مردها معمولا هر چند مدت یکبار عاشق می شوند؟
1. هر شب
2. هر وقت که خدا بخواد.
3. هر وقت تست استرون بگه.
4. سایکل تایم خاصی ندارند.


- مردها وقتی تصمیم به ازدواج می گیرند چه کار می کنن؟
1. اون موقع نمی تونن کار خاصی بکنن!
2. تمام تلاششون رو می کنن که بتونن 1 کاری بکنن!
3. به مامانشون می گن که 1 کاری بکنه چون دیگه وقتشه که اونا رسما خیلی کارا بکنن!
4. می رن کلاس آمادگی جسمانی!


- وقتی مردها تصمیم می گیرن ازدواج کنن چی می گن؟
1. چیزی نمی گن چون وقت عمله
2. وقت نمی کنن چیزی بگن
3. اولش چیزی برا گفتن ندارن ولی بعد که خرشون از پل گذشت نطقشون باز میشه.
4. در این برهه از تاریخ طبیعی هیچ *** نمی فهمه که اونا چی می گن.


- مردها چطور زن زندگی شون رو می گیرن؟
1. با دست
2. با تور
3. با چنگول
4. با زبون


- معیار مردها برای انتخاب همسر چیه؟
1. هر که پیش آمد خوش آمد.
2. به روش جستوجوی ترتیبی در لیست سیاه
3. ده بیست سی چهل
4. به قول مادر بزرگ پسر بچه نفهم دختر مثل پارچه می مونه هر روز 1 مدل بهترش میاد وایمیستن بهترش بیاد.


+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 2:42 PM  توسط mahsa | 
امروز دیگر تو را ترک خواهم کرد..اصرار نکن دیگر نمی مانم.بعد از این همه که مرا ازردی حالا در این دقایق آخر با من مهربانی میکنی؟؟؟

این اشکهای گرم و سوزانی که در چشمانم غلتانست با تو چه میگویند و از من چه میخواهند؟؟

جز اینکه وفاداری را ارزو میکنند؟؟

ولی من انها را مایوسانه از خودم میرانم...چون وفایی در تو نمیابم..آری...میروم..خداحافظ..!!

دوست دارم دور از تو جان بسپارم..تا صدای قهقه خنده هایت را بگوشم نشنوم...

خداحافظ..گریه نکن که باور نمیکنم مرا دوست بداری..شاید این اشکها بخاطر تنهایی باشد..
ولی نترس تو را تنها نمیگذارند..این من هستم که باید بگریم..تنها من هستم که جز تو ندارم!!!
و تو هم مرا نمیخواهی.....



+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 2:15 PM  توسط mahsa | 
نه در آمدنمان نقش داریم و نه در رفتنمان در این گذر تنها امروز را مالکیم.نمیگویم از گذشته رویگردان باش هرگز!

بلکه از آن پند بگیر.از اینده هم نترس!برای آن برنامه بریز و در اکنون زندگی کن و بگذار دیگران هم زندگی کنند!

......


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 2:8 PM  توسط mahsa | 
تو میتوانی دوستی مرا نپذیری..میتوانی مرا از خود برانی...میتوانی روی از من بگردانی و برای همیشه مرا از دیدار خود محروم کنی..من هم میتوانم تو را نبینم.میتوانم روز ها و شبها را بدون دیدار تو بسر برم.میتوانم چشمانم را از سر راه تو بگردانم و به سوی تو خیره نشوم..میتوانم زبانم را وادارم تا نام تو را بر خود جاری نکند..میتوانم گوشم را از شنیدن آهنگ صذایت بی نصیب نمایم..ولی......قلبم...او دیگر در اختیار من نیست.او تا زنده ام به یاد تو خواهد طپید او در درون خود بخاطر تو خواهد نالید....
+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 1:53 PM  توسط mahsa | 
بنام خدایی که اشک را افرید تا سرزمین عاشقان آتش نگیرد
این وبلاگ رو فقط برای خالی کردن احساساتم درست کردم!
حتما میپرسین چرا انقدر غمگین؟؟؟
فقط یه سوال جوابشه!
تا حالا عشقتو زیره خاک دیدی؟؟؟
خاکی از فاصله..خاطرات..نامردی..تنهایی..
سخته..
تمامه این متون رو از دفتر خاطراتم براتون UP میکنم..
+ نوشته شده در  جمعه 16 مهر1389ساعت 1:45 PM  توسط mahsa | 
1) چه موقع از روز بهترین و آرام ترین احساس را دارید؟
الف: صبح
ب: عصر و غروب
ج : شب

۲) معمولاً چگونه راه مى روید؟

الف: نسبتاً سریع، با قدم هاى بلند
ب: نسبتاً سریع، با قدمهاى كوتاه ولى تند و پشت سر هم
ج: آهسته تر، با سرى صاف روبرو
د : آهسته و سربه زیر
ه : خیلى آهسته

۳) وقتى با دیگران صحبت مى كنید؛

الف: مى ایستید و دست به سینه حرف مى زنید
ب: دستها را در هم قلاب مى كنید
ج : یك یا هر دو دست را در پهلو مى گذارید
د : دست به شخصى كه با او صحبت مى كنید، مى زنید
ه: با گوش خود بازى مى كنید، به چانه تان دست مى زنید یا موهایتان را صاف مىكنید

۴) وقتى آرام هستید، چگونه مى نشینید؟
الف: زانوها خم و پاها تقریباً كنار هم
ب: چهارزانو
ج: پاى صاف و دراز به بیرون
د: یك پا زیر دیگرى خم

۵) وقتى چیزى واقعاً براى شما جالب است، چگونه واكنش نشان مى دهید؟

الف: خنده اى بلند كه نشان دهد چقدر موضوع جالب بوده
ب: خنده، اما نه بلند
ج: با پوزخند كوچك
د: لبخند بزرگ
ه: لبخند كوچك

۶) وقتى وارد یك میهمانى یا جمع مى شوید؛
الف: با صداى بلند سلام و حركتى كه همه متوجه شما شوند، وارد مى شوید
ب: با صداى آرامتر سلام مى كنید و سریع به دنبال شخصى كه مى شناسید، مى گردید
ج: در حد امكان آرام وارد مى شوید، سعى مى كنید به نظر سایرین نیایید
 

۷) سخت مشغول كارى هستید، بر آن تمركز دارید، اما ناگهان دلیلى یا شخصى آن را قطع مى كند؛

الف: از وقفه ایجاد شده راضى هستید و از آن استقبال مى كنید
ب: به سختى ناراحت مى شوید
ج: حالتى بینابین این ۲ حالت ایجاد مى شود

۸) كدامیك از مجموعه رنگ هاى زیر را بیشتر دوست دارید؟

الف: قرمز یا نارنجى
ب: سیاه
ج: زرد یا آبى كمرنگ
د: سبز
ه: آبى تیره یا ارغوانى
و: سفید
ز: قهوه اى، خاكسترى، بنفش

۹) وقتى در رختخواب هستید (در شب) در آخرین لحظات پیش از خواب، در چه حالتى دراز مى كشید؟

الف: به پشت
ب: روى شكم (دمر)
ج: به پهلو و كمى خم و دایره اى
د: سر بر روى یك دست
ه: سر زیر پتو یا ملافه...

۱۰) آیا شما غالباً خواب مى بینید كه:

الف: از جایى مى افتید.
ب: مشغول جنگ و دعوا هستید.
ج: به دنبال كسى یا چیزى هستید.
د: پرواز مى كنید یا در آب غوطه ورید.
ه: اصلاً خواب نمى بینید.
و: معمولاً خواب هاى خوش مى بینید



امتیازات


سؤال اول: الف(۲ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۶ امتیاز)

سؤال دوم: الف (۶امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۷ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال سوم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۵ امتیاز)، د (۷ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)

سؤال چهارم: الف (۴ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)، د (۱ امتیاز)

سؤال پنجم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۲ ا متیاز)

سؤال ششم: الف (۶ امتیاز)، ب (۴ امتیاز)، ج (۲ امتیاز)

سؤال هفتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)

سؤال هشتم: الف (۶ امتیاز)، ب (۷ امتیاز)، ج (۵امتیاز)، د (۴ امتیاز)، ه (۳ امتیاز) و (۲ امتیاز)، ز (۱ امتیاز)

سؤال نهم: الف (۷ امتیاز)، ب (۶ امتیاز)، ج (۴ امتیاز)، د (۲ امتیاز)، ه (۱ امتیاز)

سؤال دهم: الف (۴ امتیاز)، ب (۲ امتیاز)، ج (۳ امتیاز)، د (۵ امتیاز)، ه (۶ امتیاز)، و (۱ امتیاز)


نتیجه گیرى 

* اگر امتیاز شما بالاى ۶۰ است: دیگران در ارتباط و رفتار با شما شدیداً مراقب و هوشیار هستند آنها شما را مغرور، خودمحور و بى نهایت
سلطه جو مى دانند، گرچه شما را تحسین مى كنند و به ظاهر مى گویند«كاش من جاى تو بودم!!» اما معمولاً به شما اعتماد ندارند و
نسبت به ایجاد رابطه اى عمیق و دوستانه بى میل و فرارى هستند. 

* اگر از ۵۱ تا ۶۰ امتیاز دارید: بدانید دوستان شما را تحریك پذیر مى دانند، بدون فكر عمل مى كنیدو سریع از موضوعات ناخوشایند برآشفته
مى شوید ، علاقه مند به رهبرى جمع و تصمیم گیریهاى سریع دارید (هرچند اغلب درست از كار درنمى آیند!) دیگران شما را جسور و اهل
مخاطره مى دانند. كسى كه همه چیز را تجربه و امتحان مى كند، از ماجراجویى لذت مى برد و در مجموع به دلیل ایجاد شرایط و بستر
هیجانات توسط شما، از همراهى تان لذت مى برند. 

* اگر از ۴۱ تا ۵۰ امتیاز به دست آوردید : به خود امیدوار باشید ، دیگران شما را بانشاط، سرزنده، سرگرم كننده و جالب و جذاب مى بینند.
شما دائماً مركز توجه جمع هستید و از تعادل رفتارى خوبى بهره مند هستید. فردى مهربان، ملاحظه كار و فهمیده به نظر مى رسید. قادر
هستید به موقع باعث شادى و خوشى دوستانتان شوید و اسباب هلهله و خنده آنها را فراهم كنید و در همان شرایط و در صورت لزوم
بهترین كمك بر اعضاى گروه هستید. 

* اگر ۳۱ تا ۴۰ امتیاز نصیب شما شد : بدانید در نظر سایرین معقول، هوشیار، دقیق ، ملاحظه كار و اهل عمل هستید. همه مى دانند شما
باهوش و با استعداد هستید اما مهمتر از همه فروتن و متواضع هستید. به سرعت و سادگى با دیگران باب دوستى را باز نمى كنید. اما اگر
با كسى دوست شوید صادق، باوفا و وظیفه شناس هستید. اما انتظار بازگشت این صداقت و صمیمیت از طرف دوستانتان را دارید گرچه
سخت دوست مى شوید اما سخت تر دوستى ها را رها مى كنید.  

* از ۲۱ تا ۳۰ امتیاز : در نظر سایرین فردى زحمت كش هستید اما متأسفانه گاهى اوقات ایرادگیر هستید. شما بسیار بسیار محتاط و بى
نهایت ملاحظه كار به نظر مى رسید. زحمتكشى كه در كمال آرامش و با صرف زمان زیاد در جمع بار دیگران را بردوش مى كشد و بدون فكر و
براساس تحریك لحظه اى و آنى هرگز نظر نمى دهد. دیگران مى دانند شما همیشه تمام جوانب كارها را مى سنجید و سپس تصمیم مى
گیرید. 

* و اگر كمتر از ۲۱ امتیاز داشتید: دیگران شما را خجالتى، عصبى و آدمى شكاك و دودل مى دانند شخصى كه همیشه سایرین به عوض او
فكر مى كنند، برایش تصمیم مى گیرند و از او مراقبت مى كنند. كسى كه اصلاً تمایل به درگیرشدن در كارهاى گروهى و ارتباط با افراد دیگر را ندارد.

+ نوشته شده در  شنبه 10 مهر1389ساعت 2:47 PM  توسط mahsa | 
به این ده سوال پاسخ دهید تا دریابید که چه اندازه با احساسات و عواطف خود در ارتباط هستید سپس امتیاز های
 خود را جمع کرده و نتیجه حاصل را مشاهده نمایید!

 

سوال:

1)هنگامی که غمگین و ناراحت هستید, آیا می توانید علت نناراحتی خود را پیدا کنید؟همیشه (4 امتیاز) بیشتر اوقات (3 امتیاز) برخی مواقع (2 امتیاز) به ندرت ( 1 امتیاز)


 

2) هر چند وقت یک بار شما چیزهایی را خریداری می کنید, ولی واقعا نمی توانید از پس هزینه های آن ها

 برآیید؟همیشه(1امتیاز) بیشتر اوقات(2 امتیاز) به ندرت (3 امتیاز) هرگز ( 4 امتیاز)


 

3) آیا شده که حرفی بزنید و بعد از گفتن آن پشیمان شده باشید؟اغلب (1 امتیاز) گاهی (2 امتیاز) خیلی کم (4 امتیاز) هیچ وقت ( 3 امتیاز)


 

4) وقتی کسی شما را عصبانی کند, در این صورت شما:
با عصبانیت در مقابل او 

می ایستید (2 امتیاز) 

به هیچ کس هیچ حرفی

 نمی زنید (1 امتیاز) 

همه جا از آن شخص گله و

 شکایت می کنید (3 امتیاز) 

به صورت آرام مساله را
 مطرح نمایید ( 4 امتیاز)


 

5) معمولا چند مدت طول می کش که به خواب بروید؟
معمولا تا به رختخواب می

 روید می خوابید (3 امتیاز)

 

20 دقیقه طول می کشد 

که بخوابی (4 امتیاز) 

خواب راختی ندارید و سر

 جایتان می غلتید(1 امتیاز) 

یک ساعت یا بیشتر
( 2 امتیاز)


 

6) معمولا در چه شرایطی به خود این اجازه را می دهید که گریه کنید؟
وقتی ناراحتم و فقط
 دوستان نزدیک یا خانواده ام

 حضور دارند (3 امتیاز)

هر زمان که احساس کنم
 نیاز به گریه دارم

 (4 امتیاز)

 

هر کاری می کنم تا گریه

 نکنم (1امتیاز)

وقتی که تنها هستم 
( 2 امتیاز)

7) آیا احساس می کنید که دوستان خوبی دارید؟
جمع صمیمی از دوستان و
 اعضای خانواده دارم 

(4 امتیاز)

 

افراد کمی در زندگی ام هستند

 (3 امتیاز) 

به سختی می توانم با
 دیگران ارتباط بر قرار کنم

(2 امتیاز) 

تنها متکی به خودم هستم
 و نیاز به کسی ندارم
( 1 امتیاز)

8) تا چه حد به توانایی ها و استعدادهایتان اطمینان دارید؟خیلی زیاد (4 امتیاز) زیاد (3 امتیاز) کم (2 امتیاز) اصلا ( 1 امتیاز)


 

9) چه چیزی باعث شادی و رضایت بیشتر در شما می شود یا به عبارتی باعث ایجاد انگیزه بیشتر در کارهایتان

 است؟
تحسین و تشویق دیگران

(3 امتیاز)

حس درونی خود (4 امتیاز)

 

ترس از شکست (2 امتیاز)

زنده ماندن و حفظ حیات 
( 1 امتیاز)


 

10) از نظر من شادی و خوشبختی هر کس عمدتا بر پایه:
راه و روشی است که هر

 شخص در زندگی پیش می

 گیرد (4 امتیاز) 
اقتصاد جامعه (3 امتیاز) 
اصولی است که هر کسی

 از هما کودکی با آن تربیت

 شده (2 امتیاز) 
شانس و اقبال فرد است

( 1 امتیاز)


 


ادامه مطلب
+ نوشته شده در  پنجشنبه 8 مهر1389ساعت 2:50 PM  توسط mahsa |